يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
189
سفرنامه هاى سهام الدوله بجنوردى ( فارسى )
به محض رسيدن زن صاحب خانه آمد يك مجمعه انار با دو عدد خربزه تعارف آورد . امّا نرخ هرچه بالا مىرويم [ گران ] قيمتتر مىشود . در اينجا نان يك من دو هزار - هيمه چهار من يكهزار - جو يك من هفت شاهى و نيم - كاه چهار من يكهزار - انار يك من و ده سير يك هزار [ است ] . لكن قلعهاش خيلى بزرگ و آباد است . كوچهها بسيار وسيع [ است ] . تا هر جا آدم بخواهد با كالسكه مىرود . حمام بسيار بزرگ خوبى دارد . چند باب كاروانسراى معتبر عالى دارد . خانهها همه سفيد و گچبرى با در و پنجره [ و ] بالاخانههاى خوب [ است ] كه از هر شهر با سليقه [ تر ] و پاكيزهتر است . آب از كوچهها مىرود . همه سنگفرش [ است ] . در حياطها همه سفيد كرده ، با دروازههاى معتبر ، امّا آدمهايشان همان كثافت كه بودند هستند . خيلى هم پر طمع هستند . هر خانه را دو هزار كرايه مىگيرند . باز خلعت و سوغات هم مىخواهند . در ساعت چهار خوابيدم . در ساعت هشت تركان را دل درد گرفت . . . . « 1 » است . رفت منزل دخترها بادرنج دم كرده داده بودند . دو ساعت به دسته مانده آمد خوابيد . يك ساعت و نيم بعد از دسته برخاستيم . شب را نتوانستيم درست بخوابيم . روز هم در كالسكه آدم راحت نمىشود تا به خواب برسد . سه از دسته گذشته حركت شد . شنبه 22 رمضان امروز شنبه بيست دويم بايد برويم ده نمك . در بين راه چيزى ديده نشد . مگر دو سه گارى خرابه آمد گذشت . پنج شش نفر نشابورى از سمنان با ما همراه شده مىآيند . بارى در محمد آباد به ناهار پايين شديم . در باغچهء كوچكى آبدارها ناهار گذاشته بودند . گفتم چرا به باغ نرفتيد . باقر گفت خراب است . بعد از ناهار رفتم همان باغى كه در مراجعت از سفر كربلا يك شب مانديم . اين درختهاى . . . « 2 » زينتى سبز كه آب از روى سبزيها مىرفت ، بوتههاى انار پر از گل كه صفاى غريبى داشت . حالا ديدم دو سه درخت خشك زينتى ، تل خاك ، يك كورهء زغال سوزى به جاى سبزه و درخت ! معلوم شد آن درختهاى نازنين همه زغال شده است . خيلى
--> ( 1 ) يك كلمه ناخوانا ( 2 ) يك كلمه ناخوانا